الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

180

تفسير مجمع البيان (فارسى)

انسان ميان بيم و اميد قرار مىگيرد ، آن سان كه قرآن مىگويد : ( يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً و يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ يَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ ) ( سوره سجده 16 ) يعنى خدا را از روى بيم و طمع مىخوانند و از آخرت ترسناك و به رحمت خدا اميدوار هستند . اين مطلب اجماعى مسلمين است و اخبار بسيارى از طريق سنى و شيعه در خصوص آن وارد شده است . ممكن است گفته شود : آمرزش عده‌اى و نيامرزيدن عده‌اى ديگر ، تبعيض است و خداوند از چنين كارى برى است . لكن بايد دانست كه اين آمرزش از راه تفضل است و مانعى نيست كه تفضل خداوند شامل حال عده‌اى بشود و شامل حال عده‌اى نشود ، از طرفى هم او در كيفرش عادل است و بر كسى ظلم نمىكند . آيا از نظر شرع و عقل چه مانعى براى عدل و فضل خداوند وجود دارد ؟ برخى گفته‌اند : لفظ « ما دُونَ ذلِكَ » اگر چه عام است و شامل همهء گناهان غير از شرك مىشود ، مع الوصف ما آن را حمل بر گناهان صغيره مىكنيم يا گناهانى كه توبه به دنبال دارند تا با عموم و ظاهر آياتى كه بر تهديد و وعيد دلالت دارند ، ناسازگار نباشد . ما مىگوئيم : اين مطلب را عكس كنيد و از عموم آن آيات بخاطر عموم اين آيه دست برداريد و اين بهتر است . چنان كه از برخى از پيشينيان روايت شده كه اين آيه استثنايى است براى همهء قرآن و ظاهرا منظور از همهء قرآن همان آيات تهديد و وعيد است . وانگهى شما قبول داريد كه گناهان صغيره ، حبط و زايل مىشوند و مؤاخذهء شخص در برابر آنها جايز نيست و چيزى كه اينطور است چه احتياجى دارد كه خواست خداوند به آمرزش آن تعلق گيرد زيرا هيچكس نمىگويد : واجب را انجام مىدهم اگر خواستم و وديعه را رد مىكنم اگر خواستم . چه انجام واجب و رد وديعه واجب و لازم است نه اگر بخواهند . وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرى إِثْماً عَظِيماً : كسى كه به خدا شرك آورده و غير خدا را سزاوار عبادت بداند ، دروغ گفته و گناهى غير قابل آمرزش مرتكب شده است در روايت است على ( ع ) فرمود : « ما فى القرآن آية ارجى عندى من هذه الاية » يعنى در قرآن آيه‌اى به نظر من اميدوار كننده‌تر از اين آيه نيست .